تبليغاتX
اقتصاد ایران
اقتصاد ایران تجارت بازرگانی اقتصاد سیاسی IranEconomist

رضا كربلايی                                               روزنامه همشهری

رئيس جمهور محمود احمدي نژاد حتي پس از استقرار دولت همچنان بر ارائه ديدگاه انتقادي خودش از نظام بانكي حاكم بر ايران ادامه مي دهد و مصمم است تا به اصلاحات مورد نظر در ساختار بازار پولي و مالي كشور به طور جدي بپردازد. تداوم نقطه نظرات انتقادي رئيس جمهور نسبت به ساختار نظام بانكي كشور نشان مي دهد. رئيس جمهور همچنان بر نظرات خود باقي است. الگوي مطلوب نظام بانكي رئيس جمهور چيست؟ بازخواني ديدگاه محمود احمدي نژاد از زمان انتخاب و استقرار دولت براي شفاف تر شدن موضوع ضرورت دارد.
آنچه كه رئيس جمهور به عنوان برنامه دولت نهم ارائه كرد، نشان از رويكرد «عدالت محور» بدون برنامه هاي اقتصادي دارد تا آنجا كه در سه سطح راهبردهاي اقتصادي، اداري و بودجه اي بر مسائلي چون خود اتكايي در توليد، فعال نمودن ظرفيتهاي اقتصادي، توليد براي صادرات، توزيع عادلانه ثروت، ايجاد اشتغال، محروميت زدايي، رفع تبعيض، ارتقاء قدرت خريد مردم و رفاه اجتماعي به عنوان راهبرد اقتصادي تأكيد شده و لزوم برتري بخش هاي تعاوني و خصوصي بر تصدي گري بخش دولتي، مبارزه با فساد و تبعيض و رشوه خواري در قالب راهبرد اداري جدي تر قلمداد گرديد. همچنين راهبرد بودجه اي هم در شكل كاهش مخارج جاري دولت و تخصيص درآمد نفت به سرمايه گذاري، جلوگيري از اسراف و ايجاد دولت كم هزينه اما پر فايده متجلي شد.

ادامه

نوشته شده توسط رضا کربلایی در ساعت 4:26 بعد از ظهر | لینک  | 

با عبور از مرز 10000 و رسيدن به عدد 9960

شاخص كل بورس چهار رقمي شد

دنیای اقتصاد

عبور شاخص كل بورس از مرز پنج رقمي به چهار رقمي مهم ترين خبر اقتصادي خبرگزاري‌هاي مهم كشور (مهر، فارس و ايسنا) در روز گذشته بود.

 خبرگزاري مهر در تحليلي پيرامون اين خبر نوشت: هر چند در اوايل هفته خبر خارج شدن سيمان از سبد حمايتي به مثبت ماندن شاخص كمك كرد اما اين امر دوام چنداني نداشت و بالاخره شاخص كل به زير 10هزار رسيد.

 به نوشته اين خبرگزاري، هر چند رييس‌جمهوري در چند مصاحبه حمايت دولت از بازار سرمايه را اعلام كرد اما هنوز راهكار اجرايي در اين زمينه اعمال نشده است.

 خبرگزاري فارس نيز با اعلام اينكه «بالاخره مقاومت‌ها در هم شكست» اضافه كرد: در هفته‌اي كه گمان مي‌رفت تصميمات اقتصادي دولت به بار بنشيند و سهامداران اميدوار بودند شاهد روند رو به رشد بورس باشند نه تنها شاخص از 10هزار واحد فراتر نرفت، بلكه با افت نسبتا شديدي به 9هزار و 960 واحد رسيد.

مشروح اين خبر را در اینجا بخوانيد

شوك دربورس تهران

گروه اقتصادى،امير لعلى:
بورس تهران روز گذشته پس از گذشت بيش از دو سال، شاخص ۹ هزار واحدى را تجربه كرد. ديروز شاخص كل بورس با كاهش ۴۰ واحدى به ۹ هزار و ۹۶۰ واحد تنزل كرد و اين مرز خطر را پشت سر گذاشت. براساس پيش بينى هاى تكنيكال ، سقوط شاخص كل بورس به زير ۱۰ هزار واحد در شرايط فعلى، بورس را در سراشيبى سقوط قرار مى دهد و اين روند تا رسيدن شاخص حداقل به ۹۵۰۰ واحد ادامه خواهد داشت. وضعيت بحرانى بورس به حدى رسيده است كه تالار هاى بورس در سراسر كشور خالى از سهامداران شده است و تنها معاملات بر روى سهامى صورت مى گيرد كه مدت ها پيش براى خريد يا فروش تقاضا داده بودند. تحليل شرايط فعلى بورس حتى توسط مديران بازار سرمايه نيز غير ممكن شده است و آنها ترجيح مى دهند براى سرپوش گذاشتن بر عملكرد خود حتى از مصاحبه با مطبوعات خوددارى كنند.
كاهش شاخص كل در ۱۱ ماه گذشته بيش از ۳ هزار و ۸۰۰ واحد بوده است كه در مجموع در اين مدت، شاخص كل بورس تهران حدود ۲۸ درصد كاهش يافته است كه پس از بحران سال هاى ۷۴ و ۷۵ بورس كه افت شاخص ۳۳ درصد بود، بى سابقه است. در همين مدت ارزش جارى كل بورس تهران نيز ۱۰ ميليارد دلار كاهش را تجربه كرده است كه نشان مى دهد با در نظر گرفتن ۵/۲ ميليون سهامدار، زيان متوسط هر سهامدار در اين مدت ۴ هزار دلار (معادل ۳ ميليون و ۶۰۰ هزار تومان) بوده است. در همين حال، ارزش معاملات از متوسط ۴۵ ميليارد تومان در پائيز سال گذشته به ۶ ميليارد تومان در روز هاى اخير رسيده است.
ديروز مديرعامل شركت كارگزارى بانك كشاورزى گفت: «با توجه به حجم پائين معاملات در بورس مى توان گفت تقريباً بورس تعطيل است.»
حسين خز على وضعيت بورس را بسيار بد دانست و گفت: «حجم معاملات روز به روز پائين تر مى آيد يعنى حداكثر روزى دو سه ميليارد تومان در كل بورس ايران معامله مى شود كه ۷۰ تا ۸۰ درصد آن براى بازارگردانان است و تقريباً مى توان گفت بازار معامله اى ندارد.» وى افزود: «يكى از بزرگ ترين فاكتور هاى بازارهاى كارا حجم معاملات است و زمانى كه حجم واقعى معاملات در روز ۲۰۰ تا ۳۰۰ ميليون تومان مى شود يعنى تقريباً بورس تعطيل است.»
بی بی سی :ضربه روانی 'بزرگ' به بورس تهران
شاخص کل بورس تهران امروز با بيش از چهل واحد افت به زير ده هزار واحد رسيد و اکنون کارشناسان هشدار می دهند اگر دولت نتواند مانع از اين سقوط آزاد شود، اين رقم ممکن است به ۷۵۰۰ واحد برسد.

در حالی که سهامداران طی روزهای اخير از چهار رقمی شدن شاخص کل هراس داشتند، مجموعه ای از دلايل روانی و ساختاری سبب شد تا اين شاخص به ۹ هزار ۹۶۰ واحد برسد.

يک کارشناس بازار سرمايه به بی بی سی گفت که تحليل تکنيکی تحولات اخير چشم انداز تيره ای را پيش روی سهامداران خرده پا قرار می دهد. به گفته وی، اکنون که شاخص کل به زير ده هزار واحد رسيده، سقوط آن تا مرز ۹۳۰۰ واحد تقريبا هموار خواهد بود، مخصوصا اين که هنوز نماد برخی از شرکتها بسته مانده است.

اين کارشناس هشدار می دهد که اگر مسئولان بورس و دولت نتواند شاخص کل را در محدود ۹ هزار نگه دارند، ظرف مدتی نه چندان طولانی ممکن است آن به ۷۵۰۰ واحد شيرجه بزند.

نوسانات شاخص اصلی
بورس
۱۳۷۴-۱۳۷۵: شاخص کل بورس تهران ۳۳ درصد افت کرد و قيمت سهام اکثر شرکت ها به بهای اسمی يعنی صد تومان نزديک شد. شاخص‌ بورس‌ از ۲۲۵۰ واحد به‌ حدود ۱۵۰۰ واحد کاهش‌ يافت.
۱۳۷۶: شاخص کل در آستانه انتخابات رياست جمهوری پنج درصد کاهش يافت. با پيروزی محمد خاتمی در انتخابات سير صعودی شاخص ها آغاز شد.
۱۳۷۸: در پی ناآرامی های ۱۸ تير، شاخص کل بورس تهران روند صعودی داشت.
۱۳۸۰: بعد از آن که جورج بوش ايران را در محور شرارت قرار داد، طی دو مرحله شاخص کل بورس تهران نزديک سه و نيم درصد کاهش يافت. شاخص قيمت و بازده نقدی تنها۸/۳ و ۳/۲ درصد افت کردند. اين افت طی دو ماه رخ داد و طی نيمه دوم همان سال شاخص کل و قيمت و بازده نقدی به ترتيب ۵/۷ و ۸/۱۰ درصد رشد کرد.
۱۳۸۰: با فروريختن برجهای مرکز تجارت جهانی در نيويورک، شاخص کل بازار سرمايه ايران بيش از چهار درصد افت کرد. اندکی بعد حمله نظامی امريکا به افغانستان به کاهش دو و نيم درصدی شاخص کل انجاميد.
۱۳۸۱: مناقشه آمريکا و عراق سبب شد شاخص کل بورس تهران طی چهار مرحله ۱۷ درصد کاهش يابد، ولی شاخص قيمت و بازده نقدی به ترتيب ۷/۶ و ۶/۹ درصد افزايش يافت. پس از اين دوره رشد سريع شاخص کل بورس تهران از شش هزار واحد تا ۱۳ هزار واحد تا نيمه اول سال ۱۳۸۳ آغاز شد.
۱۳۸۳: سايه پرونده اتمی ايران بر بورس سنگينی کرد و شاخص قيمت از ابتدای مردادماه ۱۳۸۳ تا پايان مهرماه ۱۳۸۴، ۲۵ درصد کاهش يافت. در اين نوسان شاخص ها، بالاترين رقم در آذر ماه سال گذشته و در حد ۱۳ هزار و ۸۰۰ واحد ثبت شد و اينک شاخص کل حدود ده هزار واحد است. در مجموع شاخص کل ۲۷ درصد افت کرده است.
۱۳۸۴: قطعنامه دوم مهرماه آژانس بين المللی انرژی اتمی عليه ايران سبب شد طی چهار روز شاخص کل بورس تهران بيش از ۲۶۳ واحد کاهش يابد. بدين ترتيب ارزش سهام شرکت های بورسی در مجموع يکهزار ميليارد تومان کاهش يافت.
۱۳۸۴: ۹ آبان : شاخص کل بورس تهران با بيش از چهل واحد افت به به ۹ هزار ۹۶۰ واحد رسيد.

در يک ماه گذشته شاخص کل روی لبه پرتگاه چهار رقمی شدن در موقعيت خطرناکی قرار داشت و دولت محمود احمدی نژاد سخت می کوشيد به سهامداران اين اميد را بدهد که با خالی شدن حباب قيمتها، بازار سرمايه ايران سلامت نسبی خود را بازخواهد يافت.

اما تمهيدات مالی و اقتصادی نظير باز کردن تدريجی نماد شرکتهای حاضر در بورس و تلاش قانونگذاران در تصويب اولين قانون مدرن بورس در ايران نتوانست مانع از وارد آمدن اين شوک روانی به سهامداران شود.

ناظران می گويند اکنون سهامداران خرد، اعتماد خود را به بازار سرمايه از دست داده اند و اين مساله نه تنها برای آينده بورس بلکه برای تمام اقتصاد ايران زيانبار خواهد بود.

شاخص کل بورس تهران بعد از جنگ هشت ساله عراق عليه ايران با عدد صد فعاليت خود را آغاز کرد و در خلال ترکيدن حباب قيمت در سالهای ۱۳۷۴ و ۱۳۷۵ از ۲۲۵۰ به ۱۵۰۰ واحد افت کرد که نشانگر کاهشی در حدود ۷۵۰ واحد است. اما از آذرماه گذشته که خالی شدن حباب سال ۱۳۸۲ آغاز شد، شاخص کل ۳۸۴۰ واحد نزول يافته است.

حسين خزعلی خرازی، مدير عامل شرکت کارگزاری بانک کشاورزی، به خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، گفته است که می تواند بورس تهران را به دليل ناچيز بودن حجم معاملات عملا تعطيل شده ناميد.

آقای خرازی گفته است: "حجم معاملات روز به روز پايين تر می آيد، يعنی حداکثر روزی دو سه ميليارد تومان در کل بورس ايران معامله می شود که ۷۰ تا ۸۰ درصد آن برای بازارگردانان است و تقريبا می توان گفت بازار معامله ای ندارد."

اين کارشناس حجم واقعی معاملات را در روز ۲۰۰ تا ۳۰۰ ميليون تومان است، "يعنی تقريبا بورس تعطيل است."

بنا به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرانا، در معاملات دوشنبه ۳۱ اکتبر سهام ۱۴۹ شرکت داد و ستد شد که سهام ۱۲۵ شرکت با کاهش مواجه شد و فقط ده شرکت افزايش ارزش داشتند.

اما يک کارشناس بورس در تهران به بی بی سی گفت که بالاترين رشد قيمت دو و نيم درصد بود و در برخی موارد به چند ريال برای هر سهم محدود می شده است.

بيشتر سهامداران می ترسند با نزديک شدن اجلاس نوامبر آژانس بين المللی انرژی اتمی که قرار است درباره ارجاع يا عدم ارجاع پرونده اتمی ايران به شورای امنيت تصميم مهمی بگيرد، افت شاخص کل سريعتر شود.

مذاکراه کنندگان اتمی ايران مرتبا گفته اند که از کشيده شدن پای ايران به شورای امنيت باکی ندارند زيرا "دنيا به آخر نخواهد رسيد." اما به نظر می رسد بازارهای مالی جمهوری اسلامی به اندازه مذاکره کنندگان دل قوی نيستند.

برخی از کارشناسان همچنين می گويند واکنش تند غرب به سخنان اخير آقای احمدی نژاد برای "حذف اسراييل از روی نقشه" بر سقوط شاخص کل به زير مرز ده هزار واحد تاثير داشته است، زيرا اکنون بيم آن می رود کشورهايی که تاکنون از ارجاع ايران به شورای امنيت دودل بودند، بر ترديد خود فايق آيند.

با اين حال، ساير کارشناسان می گويند که ناکارآمدی خود شرکتهای بورسی نيز در اين نزول بی تاثير نبوده است و بسياری از آنها مرتبا چشم انداز سود خود برای سال جاری را تعديل کرده اند. بعلاوه آنها استدلال می کنند که فقدان قوانين قاطع سبب شده است که ساختار بورس "فساد پرور" شود و در نتيجه حباب قيمتها، سر منشاء مشکلات اخير، پديد آيد.


66 فشار مضاعف بر بورس
'ضربه ديپلماسی جمهوری اسلامی بر سهامداران'
 
 
66 سنگينی بار سيمان
هراس بازار سرمايه ايران از شکستن کمر شاخص اصلی
 
 
66 سياست خارجی ايران
تلاش محافل ديپلماتيک ايران برای کاهش از آثار زيانبار سخنان احمدی نژاد
 
 
66 بازار آشفته
سيمان، قربانی کشمکش دولت ايران و توليد کنندگان

به نظر شما چه عاملی بيشترين تاثير را در نابسامانی بورس تهران داشته است؟ چه راه حلی برای خروج از اين بحران پيشنهاد می کنيد؟

نوشته شده توسط رضا کربلایی در ساعت 1:7 قبل از ظهر | لینک  | 

دیپلماسی اقتصادی این بار از سر دیگر شیپور!

روزنامه خراسان امروز نوشت:ممنوعيت واردات کالا از کشورهاي مخالف ايران در شوراي حکام يا به عبارتي کشورهاي متخاصم همچنان يکي از مباحث مطرح در عرصه سياست خارجي کشورمان به ويژه مسائل مربوط به پرونده هسته‌اي ايران مي‌باشد.ایران فعلا در تولید گندم خودکفاست
در همين حال پس از آنکه برخي مقامات کشورمان به طور تلويحي اعمال محدوديت‌هايي در رابطه با ورود کالا از کره جنوبي و انگليس را تاييد کردند مهر به نقل از يک مقام آگاه خبر داد: يک کميته عالي مطالعاتي با بررسي دقيق ميزان و سطح تبادلات اقتصادي ايران و همچنين آسيب‌هاي احتمالي و نيز تمهيد همکاري‌هاي جايگزين، راهکارهاي مقابله اقتصادي با دو کشور کره جنوبي و انگلستان را که در نشست ماه سپتامبر شوراي حکام عليه منافع ملي ايران راي دادند، تهيه و پيشنهاد کرده است. درعين حال گفته مي‌شود که درمورد ساير کشورهايي که در شوراي حکام عليه حقوق قانوني کشورمان موضع گرفته‌اند هم مطالعات مشابهي در دست تهيه است.
اين منبع آگاه ممنوعيت تبليغ کالاهاي دو کشور کره و انگليس از رسانه ملي و نيز سطح شهرها، جايگزيني کشورهاي جديد که موضع پايدار سياسي نسبت به ايران دارند را به جاي اين کشورها از راهکارهاي اين کميته ويژه برشمرد و افزود: براساس اين گزارش، راهکار ديگر پيشنهادي اين است که مذاکرات در مورد کليه پروژه‌هاي نهايي شده از جمله پروژه‌هاي نفتي و گازي، مخابراتي، خريد کشتي و... با اين کشورها به حالت تعليق درآيد و همزمان با کشورهاي جايگزين مذاکرات آغاز شود.

همچنين عدم ثبت سفارش و گشايش اعتبار جهت کالاهاي لوکس و مصرفي ازجمله يخچال فريزر، تلويزيون، کولرگازي و گوشي‌هاي تلفن همراه و همچنين مواد پلي‌اکريل و پلي‌استر، قطعات تراکتور، ذرت، دانه‌هاي روغني، قند و شکر و چاي که امکان جايگزيني براي آنها وجود دارد، مي‌تواند در دستور کار ايران قرار گيرد.
به گزارش مهر، راهکار ديگر پيشنهادي به تاخير انداختن سفر هيئت‌هاي اقتصادي اعزامي از کشورهاي انگليس و کره به ايران است.
در اين گزارش توصيه شده تا تصميمات متخذه عطف به ماسبق نشود و پروژه‌هاي گشايش اعتبار شده و در دست اجرا مستثني گردد.
همچنين پيشنهاد شده که از تخصيص اعتبار جهت خريد و يا انجام پروژه از دو کشور کره و انگليس تا اطلاع ثانوي از محل صندوق ذخيره ارزي خودداري گردد.
در انتهاي گزارش هم صدور دستور لازم جهت تعطيلي دفاتر وزارتخانه‌ها و موسسات دولتي ايران در انگلستان به مسئولين مربوطه پيشنهاد شده است.
اين منبع آگاه در عين حال درخصوص واکنش رسمي دولت به پيشنهادهاي اين کميته اظهار بي‌اطلاعي کرد.

بي‌بي‌سي: کره حضور گسترده‌اي در بازار ايران دارد
در همين حال بي‌بي‌سي در گزارشي در اين خصوص با اشاره به اينکه منابع رسمي ايران اعمال اين محدوديت‌ها را نه تکذيب و نه تاييد کرده‌اند افزود: به اعتقاد گروهي از کارشناسان به نظر مي‌رسد که دولت ايران اکنون سرگرم آزمودن شرايط موجود و واکنش‌ ها به اين وضعيت براي اعلام يک تصميم رسمي است و تا آن زمان ممکن است همين رويه ادامه يابد.
بي‌بي‌سي در ادامه گزارش خود مي‌افزايد: براساس مصوبه‌اي که در دولت خاتمي تصويب شد دولت اجازه دارد که روابط اقتصادي‌اش را با کشورهايي که متخاصم تشخيص داده مي‌شوند کاهش يا حتي قطع کند که ظاهرا" کميته‌اي نيز با همين هدف در وزارت خارجه فعال شده است.
بي‌بي‌سي مي‌افزايد: ايران سال گذشته 2 ميليارد و 130ميليون دلار کالا از کره وارد کرده که 20درصد نسبت به سال قبل از آن افزايش داشته است.
همچنين کره‌اي ها حضور پررنگي در صنعت خودروي ايران به ويژه در شرکت‌هاي سايپا و کرمان‌خودرو دارند و اخيرا" نيز خط توليد يک خودروي جديد کره‌اي به نام ريو با ظرفيت توليد سالانه 10 هزار دستگاه در ايران راه‌اندازي شده است.

اين گزارش همچنين مي‌افزايد: اين محدوديت‌ها بر بازار لوازم خانگي نيز تاثير خواهد داشت زيرا 50درصد بازار لوازم خانگي لوکس مثل مايکروفر و کالاهايي که حدود کمتر از 10سال است که وارد ايران شده‌اند در دست کالاهاي کره‌اي است. حدود 20درصد بازار لوازم و تجهيزات ساختماني نيز در اختيار شرکت‌هاي کره‌اي مي‌باشد 70درصد بازار گوشي‌هاي تلفن همراه نيز متعلق به شرکت‌هاي توليدکننده گوشي درکره جنوبي است که قيمت نسبتا" مناسب کالاهاي کره‌اي يکي از عوامل اقبال به آنها در بازار ايران بوده است اما به طور قطع از دست دادن اين بازار براي کره‌اي‌ها چندان خوشايند نخواهد بود.
ايرواني: قطع واردات از کره و انگليس لطمه بزرگي به فرصتهاي شغلي اين کشورها مي‌زند
در همين حال محمدجواد ايرواني وزير اسبق اقتصاد و دارايي در گفتگو با فارس گفت: ايران با قطع واردات کالا از کشورهاي انگليس و کره که عليه ايران در شوراي حکام رأي داده‌اند به فرصتهاي شغلي آن کشورها لطمه بزرگي مي‌زند.
وي افزود: بازار مصرفي ايران اندازه بازار 10 تا 15 کشور کوچک است و هرگونه تصميم‌گيري محدوديت واردات از کشورهاي راي‌دهنده در پرونده هسته‌اي ايران آثار منفي قابل‌توجهي بر صنايع آن کشورها مي‌گذارد.
ايرواني با اشاره به اينکه سياستهاي اقتصادي و سياسي دو جزيره جدا نيستند و همه جاي دنيا همين طور است افزود: به عنوان مثال چند سالي پيش نخست‌وزير انگلستان موضع‌گيري تندي عليه ماهاتيرمحمد نخست‌وزير مالزي کرد که با قطع واردات مالزي از انگلستان، نخست‌وزير وقت انگليس مجبور به سفر به مالزي و معذرت‌خواهي رسمي از ماهاتيرمحمد شد.

در همين حال به گزارش فارس موسسه پژوهشهاي برنامه‌ريزي و اقتصاد کشاورزي اعلام کرد: رسيدن به هدف خودکفايي در توليد گندم ايران، باعث شد که بازار گندم استراليا و آرژانتين به شدت آسيب ببيند و باعث کاهش قابل توجه درآمدهاي آن کشورها از درآمد صادراتي شود.
اين گزارش مي‌افزايد: همچنين رسيدن ايران به خودکفايي در توليد گوشت و فرآورده‌هاي لبني باعث وارد آمدن ضربه جدي بر اقتصاد نيوزيلند و هلند شد.
در همين حال پرويز سروري نماينده تهران با بيان اينکه اگر منافع ملي ما در اين است که سطح مناسبات اقتصادي خود را براي رسيدن به هدفي بزرگتر و تاثيرگذارتر در منافع ملي کاهش و يا افزايش دهيم، اين کار را بايد انجام دهيم افزود: اما اين امر يعني استفاده از مناسبات اقتصادي براي حل مسائل سياسي نبايد به اصل تبديل شود چرا که خود اصل متغير و زيرمجموعه منافع ملي ماست

و تحلیل امروز از مسعود بهنود

بازي با واردات

 مسعود بهنودچنين به نظر مي آيد که از ميان بريتانيا، کره جنوبي و آرژانتين که ماموران وزارت بازرگاني در چند روز گذشته به طور شفاهي از دادن مجوز واردات از آن کشور ها به وارد کنندگان خودداري کردند، در مورد کره جنوبي کار به جائي رسيده و گفتگوهائي بين دو کشور آغاز شده است. اگر بعدا همين هم پوچ از کار در نيايد.

اين را از آن جا حدس مي زنم که روزنامه هاي هوادار دولت ازپيروزي دولت در اولين حرکت خود بعد از صدور قطعنامه عليه ايران در هيات رييسه آژانس بين المللي انرژي اتمي ياد کرده اند. روزنامه هاي مختلف ديروز در تحسين از اين حرکت قهرمانانه و غرور آميز نکته ها نوشتند و حتي يکي از نمايندگان جناح راست تا آن جا رفت که گفت بايد آن قدر فشار را ادامه بدهيم که به نتيجه برسيم و کشوري حاضر نشود عليه ما راي و به نفع آمريکا راي بدهد.

درباره اين آسان پسندي و ساده انگاري چند نکته هست که بايد ديد. اول آن که چنان که نوشته ام قبلا، طرحي که آقاي لاريجاني اول بار از آن سخن گفت و به عنوان ابتکاري از آن ياد کرد، امر تازه اي نيست. نه تنها دولت هاي بعد از انقلاب که از دوران پادشاهي چنين امري، يعني گره زدن اقتصاد به امور سياسي و بهره گيري از فروش نفت و بازار وارداتي در جهت پيش برد اهداف سياسي دولت معمول بوده است. حکومت هاي ما که درايت و اندوخته اي ندارند که با توسل به آن در پي حفظ منافع ملي باشند ناگزير به همين نفت متوسلند، چه از جهت فروش آن و چه در تهديد به نخريدن کالا با پولي که باز از نفت به دست آمده است. بگذريم که اولي [استفاده از حربه نفروختن نفت] بعد از تجربه سال 1973 که شاه سابق ايران و ساير کشورهاي اوپک از آن به خوبي بهره گرفتند، ديگر حربه اي نيست. غرب اين حربه را با درايت از دستشان ربوده و تبديل کرده به حربه اي براي خود که وقتي مي خواهد صدام و هر کشور صاحب نفت را زير فشار بگذارد تهديد به تحريم خريد نفت آنان را مي کند. اين چگونه ممکن شده است. با درايت و بازي ظريف اقتصادي و سياسي. اما ديده ايد که بعضي از اهل شعار [مانند آقاي عباسي] هنوز نفهميده اند ماجرا ها و همچنان شعار بستن تنگه هرمز را سر مي دهند. نمي دانند که حالا بستن تنگه هرمز اول از همه گرسنگي و مرگ کشورهاي منطقه را به بار مي آورد و بعد آزاري به ماشين سوارها و صنايع غرب مي رساند. که اولي با توجه به منابع جايگزين و همراهي نکردن قطعي سعودي در اين بازي، قابل تحمل است و دومي براي کشورهائي که در صد سال گذشته هر چه بيش تر محتاج و معتاد دلار هاي نفتي شده اند به منزله مرگ است و بس. در مورد تحريم واردات هم بايد گفت که با تصوير امروزي جهان که بر اساس مقدمات گات در سازمان تجارت جهاني و اتحاديه اروپا و اتجاديه هاي ديگر به هم پيوسته اند، اين تهديد،قدرت مانور اندکي دارد. اما به هر حال حربه اي که هر از چند کشورهاي وارد کننده به آن متوسل مي شوند.

همين جا جاي تذکر دارد که چنين حربه اي هم بيش تر در دست آمريکاست، و معلوم نيست که چرا به ذهن دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران زده است که در تهديد به تحريم واردات مي توان از آمريکا که بازاري دو هزار ميلياردي دارد و به سراغ هر کشوري بروي، ايالات متحده ده برابر بيش تر وارد کننده و در نتيجه تهديد کننده است، بازي را برد. آيا درس هند به فاصله چند هفته از ياد رفته است.

پاسخ اين است که: "نه چنين نيست، اين سروصدا ها براي تزريق غرور به افراد و از جمله به نمايندگان مجلس کارناشناسي است که فورا دست به شعار مي شوند که بله بايد انقدر فشار آورد که کشورها ديگر جرات نکنند به آمريکا نزديک شوند." به هر حال تغيير مسير خريد از کشوري مانند کره جنوبي که به ايران مواد مصرفي و اتومبيل و ويدئو و تلويزيون سامسونگ مي فروشد به کشوري ديگر [ مثلا مالزي] تنها کاري که مي کند مقداري زيان زدن به مصرف کننده و اقتصاد کشورست. سه سال ديگر مي توان با شعارهاي تازه از مالزي هم بريد و به کره وصل شد. باز هم خود را پيروز ديد و اسم اين را هم گذاشت سياست.

از قضا همين ماجرا و همين بازي که گاهي صرفه هاي شخصي و جناحي هم در آن وارد مي شود از قديم در افتصاد ايران معمول بوده و در گزارش هاي کارشناسي به عنوان يکي از دلايل عقب افتادگي اقتصادي و يکي از دلايل عدم رشد بخش خصوصي در کشور نشان داده شده است. چرا که امکان برنامه ريزي و صرفه جوئي را از بخش خصوصي مي گيرد و همواره در دلهره تغيير و تحول ها قرارش مي دهد. مي توان گفت که
در سراسر عالم و از جمله در آزادترين اقتصادها که متعلق به ايالات متحده آمريکاست نيز همين امر رايج است چنان که بخش خصوصي آن کشور از تحريم ايران صدمه ها خورد. آري مي توان گفت اما بهره برداري از اين تهديد نسبت مستقيم به قدرت اقتصاد دارد. در جنگ با آمريکا با آن اقتصاد غول آسا و قدرت خريد وحشتناک که نمي توان گفت ما با قدرت سالانه دو ميليارد واردات از کره بر ايالات متحده پيروز مي شويم. البته مي توان گفت اما مانند سخن سخنگوي سپاه پاسداران است که هفته پيش به بسيجيان گفته بود ايران در همه جنگ ها آمريکا را شکست داده است. گفت با چنين جان تو ادعاي فتح جهان کن. کسي نمي پرسد يکي از آن جنگ ها کدام است. يا اگر بپرسد جواب خواهد شنيد در جلب توجه آزادگان جهان. و اين از آن ادعاهاست که مانند ادعاي ملانصرالدين است و شماره سنگ هاي زمين. مي گوئي نه، برو بشمار. اگر نمي تواني به شمارش من اعتماد کن.

اما به هر حال اين داستاني است که بر ما مي رود. کسي هم نگران آينده اقتصاد و مردم نيست. وقت خوش است حالا که قيمت جهاني نفت هم بالا رفته است. دلار بسيار و دل بي رحم. حال بگوئيم همين کار تحريم واردات که گفتم ابتکاري هم نيست، اعلامش توسط دولت تازه کاران و تبليغات در مورد آن چه نتايجي مي تواند به بار آورد.

اول آن که جاده براي واردات آن کشور، از طريق دوبي و امارات بازست. و اصولا به همين کرشمه ها کار ما کشيده است به سالانه حدود ده ميليارد دلار واردات از جنوب خليج فارس. دوبي و امارات که خود کالائي براي صادرات به ايران ندارند.از همين بازي ها کارشان به اين رونق رسيده است.

زيان مسلم ديگري که از اين هدايت کردن کالاهاي وارداتي به کشورهاي ديگر – از جمله دوبي و امارات – حادث مي شود که شده است اتفاقا در تضاد با برنامه و ابتکار دولت است. چرا که هر ميزان کالا که از مبدا اين مراکز وارد مي شود از مجموع قدرت مانور کشور مي کاهد. همان که دولت تازه مي خواهد با آن مانور بدهد. چون به دوبي و امارات که فشاري لازم نيامده است. از يک جهت ديگر هم زيان آورست.

معمولا در مذاکرات اقتصادي بين کشورها، ترازهاي بازرگاني در ميان گذاشته مي شود و کشوري مانند ايران بااشاره به بلند بودن ستون واردات،از کشورهاي صادر کننده به ايران مي خواهد به همين نسبت فضاي حياتي براي صادرات ايران فراهم کنند. خارج کردن واردات از شکل طبيعي خود و فرستادن آن به مبادي که در " دوباره صادرات " دستي دارند، جز آن که باعث گراني کالاها و افزون شدن قيمت آن براي مصرف کننده مي شود، امکان چانه زني و فضاسازي براي صادرات کشور را هم از ايران مي گيرد.

نو دولتان فراموش نکنند که طبيعي کردن واردات و صادرات و فرستادن آن ها به مجاري اصلي خود يکي از تدابيري بود که بعد از جنگ به توصيه اقتصاددان و سياست مردان در پيش گرفته شد تا به قدرت کشور بيفزايد. به ياد مي آورم که در آن دوران مدعيان اصولگرائي به راه افتادند که کشورهاي جهان سوم چه اشکال دارد که فقط نفت را به اروپا مي فروشيم و از همان جا کالا مي خريم، برويم به کره. حالا همان ساز از سر ديگر نواخته مي شود. و قابل پيش بيني است که در اين زندگي با شعار، پس فردا باز با شعاري ديگر بر مي گرديم سراغ همان کره و ...

اينک زياده روي کردن در استفاده از اين اهرم مي تواند گرفتاري هاي دهه اول انقلاب را تکرار کند.

نکته اي که گفتم و گذشتم و جاي تامل دارد. مهم تر از اين هاست. همين کره اي که امروز صادراتش به ايران به اندازه کل صادرات غير نفتي ايران است، همزمان با انقلاب، از نظر اقتصادي اگر عقب افتاده تر از ايران نبود مي توان با قاطعيت گفت که وضعيتي مشابه ايران داشت. پيکان و دوو تاريخچه اي مشابه دارند. اما امروز اين کجا و آن کجا. اين ارز مي خورد و آن سالانه هفت ميليارد ارز به کره مي برد. در علت اين عقب افتادگي و آن پيشرفت هيچ نکته اي مهم تر از همين نوع کارها که در نهايت مايه ضعف بخش خصوصي مي شود در کار نبوده است. کره اي ها در اين بيست و هفت سال به تقليد ژاپن فقط تجارت کردند و خود را در کوچه پسکوچه هاي آرمان خواهي و شعار گم نکردند. ما کرديم. حالا کار را به جائي رسانده ايم که براي جريمه آن ها سخن از جلوگيري از وارداتشان مي گوئيم و هنوز در پي راهي اساسي براي جبران عقب افتادگي نيستيم. و غريب آن که بدين کار افتخار هم قرارست بکنيم.

و تا زماني که آن چه از نفت به دست مي آيد "درآمد" خوانده مي شود و دولتمردان فراموش مي کنند که اين "سرمايه"نسل هاست که در دست آن ها قرار گرفته و حق ندارند آن را جز براي سرمايه گذاري نسل ها هزينه کنند. تا زماني که دولتمردان با پول اين نفت غرور براي خود مي خرند و منت سر صاحب اصلي آن که مردم باشند مي گذارند، تا زماني که شعار جاي برنامه و تبليغات جاي کار هدفمند را گرفته است، هيچ آبي از آب تکان نخواهد خورد. مطمئن بايد بود. اين را گذشته صدساله مان نشان داده است

نوشته شده توسط رضا کربلایی در ساعت 12:23 بعد از ظهر | لینک  |